آدمی حدود نیمی از عمر و زنئگی خویش ار با كار و شغل سپری می سازد. انسان با كار تربیت می شود، از كار لذّت می برد و بسیاری از نیازهای مادّی و معنوی او از طریق كار تأمین و ارضاء می گردد. كار علاوه بر تأمین نیازهای مادّی زندگی می تواند پاسخگوی بسیاری از نیازهای عمیق و اساسی بشر باشد. از جمله نیاز به كسب موفّقیّت، نیاز به تایید و پذیرش دیگران، نیاز به ایجاد روابط شخصی و اجتماعی ، نیاز به داشتن پایگاه اجتماعی و نیاز به مفید بودن و خدمت كردن به دیگران.

امروز نگرش ها و تعریف ها از كار متفاوت و گوناگون است. اقتصاددانان كار را وسیله ی كسب استقلال مادّی و ارضای نیازهای مــــادّی می دانند. جامعه شناس كار را وسیله ی ارتباط با جامعه، همانندی با گروه، تثبیت پایگاه اجتماعی و كسب هویّت می داند. به نظر روان شناسان كار جوابگوی بسیاری از نیازهای روحی و لازمه ی سلامت روان است. در اسلام كار صیقل جان شمرده شده و بیكاری مذموم و مورد نكوهش قرار گرفته است. می توان در یك جمعبندی فرهنگ و تمدّن بشری را محصول كار دانست.

تغییر و دگرگونی در بازار كار و مشاغل، جایگزینی كار با ماشین به جای كار با دست و موارد دیگر از جمله الزاماتی هستند كه ما را ترغیب و وادار می نمایند تا برای غلبه بر مشكلات و یافتن راه های تازه و سودمند دست به تحقیق و پژوهش بزنیم.

از میان موضوع، رضایت شغلی دارای جاذبه و اهمیّت خاصّی است. چه می شود كه انسان از كارش راضی و ناراضی می شود؟ علّت های این امر كدامند؟ و سؤالات ویژه ی دیگر كه پاسخ آنها نیاز به تحقیق و تفحّص دارد.

اگر نیاز های انسان در پرداختن به كار و شغلش ارضاء نگردد او رضایت مندی از كار و شغل و وظیفه اش نخواهد داشت. عوامل بسیاری در رضایت مندی شغلی مهم هستند كه از آن میان می توان به حقوق، امنیّت شغلی، شرایط كاری خوب و مطلوب، امكانات پیشرفت و ترقّی و روابط سالم انسانی اشاره كرد. شاید ” عامل روابط انسانی “ بیش از هر عامل دیگر در رضایت شغلی مؤثّر باشد. مردم دوست دارند وقتی كه خوب كار می كنند به آنها گفته شود و وقتی كارشان ضعیف است به آنها كمك شود. تعریف و تشویقِ پیشرفت ها و كمك جهت رفع ضعف ها باعث رشد می شود. مردم می خواهند با كسانی كه دوست دارند و می توانند كنار بیایند كار كنند.

رضایت شغلی مفهوم پیچیده و چند بُعدی است و با عوامل روانی، جسمانی و اجتماعی ارتباط دارد ( هاپاك 1935 ). رضایت شغلی یكی از عوامل بسیار مهم در موفّقیّت شغلی است و باعث افزایش كارایی و نیز احساس رضایت باطنی فرد می گردد عواملی همانند سازش، انگیزش شغلی و موفّقیّت شغلی به گونه ای در ایجاد رضایت شغلی مؤثرّند. تأمین خشنودی و سلامتی و اعتبار و رفع نیاز های اوّلیّه ی فرد با اشتغالِ رضایت بخش به دست می آید.

رضایت شغلی به شدّت با عوامل روانی در ارتباط است. كسی كه از شغلش رضایت دارد این شغل سازگار ی عاطفی و لذّت مطلوبی را برای او تأمین می نماید. رضایت شغلی تنها با یك عامل به دست نمی آید بلكه تركیب معیّنی از مجموعه عوامل گوناگون مثل میزان درآمد، ارزش اجتماعی شغل، شرایط محیط كار، آرامش روحی و روانی و ... می باشد. رضایت شغلی بر دو نوع است : رضایت شغلی بیرونی و  درونی. رضایت شغلی درونی از دو منبع حاصل می شود احساس لذّتی كه از كار می برد و نیز لذّتی كه بر اثر مشاهده ی پیشرفت و انجام برخی مسؤولیّت ها و به ظهور رساندن برخی توانمندی ها و رغبت ها به فرد دست می دهد. رضایت بیرونی با شرایط اشتغال و محیط كار ارتباط دارد و هر آن در حال تغییر و تحوّل است ( كینزبرگ و همكاران 1951 ). البتّه عوامل درونی از ثبات بیشتر برخوردارند و پایدارتر از رضایت بیرونی هستند.

افراد از نظر میزان رضایتی كه شغلشان برای آنها فراهم می سازد بسیار متفاوتند. در مورد رضایت شغلی برّرسی های بسیاری انجام گرفته است. اصلی كه حاكم بر همه ی برّرسی های رضایت شغلی است این است كه كارمند، انسانی است با نیاز های بی شمار، بسیازی از این نیاز ها اگر نه اكثر آنها، چنانچه او تولید كننده و خوشحال و مفید باشد می بایست در كارش ارضاء گردد. محققّان در زمینه ی رضایت شغلی توافق نظر دارند كه هر چه سطح شغل پایین تر باشد رضایت كمتری در كار یافت می شود، با این كه پول نا كافی ممكن است دلیل اوّلیّه ی عدم رضایت شغلی باشد، جامعه شناسان معتقدند كه عوامل دیگری وجود دارد كه باعث بیگانگی شغلی می شود از جمله عدم تناسب شغل با تصوّری كه فرد از خویشتن دارد، جالب نبودن شغل، ثابت نبودن آن و عدم امكان پیشرفت. در هر صورت تفكّرات بسیار لیكن تحقیقات كمی در مورد علل بیگانگی شغلی و علل عدم رضایت شغل انجام گرفته است.

موضوع تحقیق :

« برّرسی عوامل مؤثّر بر میزان رضایت شغلی مدیرانِ واحد های آموزشی از دیدگاه مدیران واحد های آموزشیِ منطقه ی تبادكان »


ضرورت پژوهش :

از آنجایی كه در دهه های اخیر نیرونی انسانی در هر سازمانی مهمترین عامل برای دست یابی به اهداف آن سازمان محسوب می شود بنابراین آموزش و پرورش از طریق تغییر در رفتار افراد باعث شكوفایی استعداد های آنان شده و به افزایش كیفیّت و بازده ی نیرونی انسانی كمك شایانی می كند.

در این رابطه مدیریّت آموزشی به لحاظ تأثیر بسزایی كه در رشد و ارتقای كاركنان سازمان آموزش و پرورش دارد از اهمیّت فوق العاده ای برخوردار است.

در بیان تمام فعّالیّت های انسان هیچ فعّالیّتی به اهمیّتِ مدیریّت نمی باشد به این دلیل كه وظیفه ی اصلی و اساسی تمام مدیران در تمام سطوح موجب می شود كه در كلیّه ی مؤسّسات محیطی ایجاد شود كه در آن افراد بتوانند به صورت های گوناگون و گروه های فعّال به هدف ها و انتظارات از پیش تعیین شده با حدّاقل هزینه و حدّاكثر كارایی دست یابند. در اینجا باید خاطر نشان ساخت كه مدارس به عنوان پر  جمعیّت ترین مركز آموزشی صف عملیاتی روند آموزش و پرورش رسمی كشور به حساب می آیند. در نتیجه مدیران، كادر آموزشی و كادر اداری باید در كنار امكانات عادّی و وسایل


در این سایت فقط تکه ای از متن این پایان نامه درج شده است


برای دانلود متن کامل این پایان نامه می توانید به سایت منبع مراجعه کنید :


40y.ir